الهی! اگر بسی ندارم در هر جهان جز تو کسی ندارم.الهی! تو دوستان را به دشمنانت مینمایی،درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، مجلسش روضه رضوان کنی،الهی! از پیش و از پس راهم نیست، دستم گیر که جز تو پناهم نیست.الهی! گیر که دستآویز ندارم و عذرم بپذیر که پای گریز ندارم.الهی! خود را از به تو وابستم، اگر بداری تو را پرستم و اگر نداری خودپرستم نومید مساز بگیر دستم.الهی! ای دور نظر و ای نیکو حضر و ای نیکوکار نیکمنظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سرگشته، ای چارهساز هر بیچاره و ای آرنده هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده. دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده.الهی!کار آن دارد که با تو کاری دارد. ی
برچسب:
نویسنده: بنیامین صفری
تاريخ: چهارشنبه
8 آذر
1396 ساعت: 3:20